تبلیغات
ஜاس ام اس عاشقانه وعارفانه ஜ - مطالب اس ام اس شهادت امامان(1)

ஜاس ام اس عاشقانه وعارفانه ஜ
 
قشنگ ترین اس ام اس عاشقانه ، اس ام اس جدید ،اس ام اس دلتنگی، اس ام اس سرکاری
حرمت عشق در اندازه افکار ما نیست پس به هر دلبستنی عشق نگویید
اى روشناى آب
اى على موسى الرضا! پاكمرد یثربى، در توس خوابیده!
من تو را بیدار مى دانم.
زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب،
از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم.
گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاك،
رفته اى در ژرفناى خواب،
لیكن اى پاكیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


امام الرضا به حجره غریبانه جان سپرد
او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد
شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


خراسان می‎دهد بوی مدینه/ خراسان کوه غم دارد به سینه
خراسان را سراسر غم گرفته/ در و دیوار آن ماتم گرفته
شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کعبه ‎ی اهل ولاست صحن و سرای رضا/ شهر خراسان بُوَد کرب و بلای رضا
در صف محشر خدا مشتری اشک اوست/ هر که در اینجا کند گریه برای رضا
از در باب الجواد می شنوم دم به دم/ یا ابتای پسر، وا ولدای رضا
التماس دعا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ای شیعه بزن ناله و فریاد امشب
از غربت آن غریب کن یاد امشب
در شب شهادت امام رضا التماس دعا دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


نفرین بر آن محرم نامحرم
که زهر جفا را نه در جام تو که در کام ما ریخت
آه! ای خورشید عشق
ای مولای جوان من
چه زود غروب کردی!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


دختر بدر الدجی امشب سه جا دارد عزا
گاه می گوید پدر گاهی حسن گاهی رضا
شهادت امام رضا (ع)تسلیت باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


با نام رضا به سینه ها گل بزنید
با اشك به بارگاه او پل بزنید
فرمود كه هر زمان گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
امام رضا (ع):
کسی که مصائب مارا به یاد آورد، پس بگرید و بگریاند،
در روزی که چشم ها گریانند(روز حساب)، گریان نخواهد شد
امشب اشکت جاری شد، ما رو هم دعا کن



ادامه مطلب

طبقه بندی: اس ام اس شهادت امامان(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/02/29 توسط maziyar mohammadi
دلم هواى بقیع دارد و غم صادق
عزا گرفته دل من ز ماتم صادق
دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم
زنم به سینه که آمد محرم صادق

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


شهرِ مدینه کرب و بلا شد
زهرا دوباره صاحب عزا شد
بیتِ عزیزِ فاطمه گردیده خاموش
از بهرِ صادق کاظمش گشته سیه پوش
مولای مسموم ـ یا حجت الله
آجرک الله ـ بقیت الله

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مظلوم و تنها در بین خانه
با حال زارش در آشیانه
جان می‌دهد بنیانگذارِ مکتبِ عشق
شد شیعه گریانِ چنین تاب و تبِ عشق

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مدینه امشب بنگر چه بیقرار است
تمامِ دردش به خدا فراقِ یار است
به پیش چشمش
امام صادق
شد گلِ جسمش
همچو شقایق

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


در شهر مدینه غوغاست خون بر دل آل طاهاست
در مرگ امام صادق از گریه قیامت برپاست
شمع ولایت گشته خاموش
موسی ابن جعفر شد سیه پوش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


زین ماتمى که چشم ملائک ز خون ترست
گویا عزاى صادق آل پیغمبرست
یا رب چه روى داده کزین سوگ جانگداز
خلقى پریش خاطر و دلها پر آذرست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مسموم زهرِ کین شد
از غصه دل غمین شد
بنگر که آل زهرا
از داغ او حزین شد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کی دیده در زمانه
یک زاهدی شبانه
در لحظه‌ی عبادت
با زور و تازیانه
با دست بسته او را
دشمن بَرَد ز خانه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


فرزندِ زهرا سر بر زمین است
همچون صنوبر از زهرِ کین است
لب تشنه امّا خون به لب وای از دلِ او
وا کن گره امشب خدا از مشکلِ او

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


استادِ درسِ قرآن، فقه و اصول و ایمان
شیعه به پای درسش نشسته جون گرفته
ز رفتنش جهانی غرق عزا و زاری
اشک چشِ ملائک رو به فزون گرفته

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اگر چه عاشقی نالایقم من
مرید محض قال الصادقم من
دل ما لایق هر برتری شد
چو دینش دین حق جعفری شد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


افتاده خزان بر باغش بنشسته به دلها داغش
جاری شده اشک زهرا سلام الله علیها بر تربت بی چراغش
اندوه و اشک و آه و صبرش
بالله بود پیدا ز قبرش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


همنشین دلِ من زهرِ شرر بار شده
قاتل مادرِ من آن در و دیوار شده
یاد مادر به خدا کرده مرا دلگیرم
قصه‌ی کوچه میانِ دلِ من خار شده
من که در کوچه، زمین خورده به خود می‌پیچم
جگرم سوخته و سخت گرفتار شده
می‌خورم روی زمین خاک شده غمخوارم
صادقِ آلِ علی یکّه و بی‌یار شده

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بفرمود او به یارانش پیامی
بدین مضمون فرموده کلامی
که آیا غیر حب ،دین پایه دارد
به غیر عشق بر سر سایه دارد
بله در مکتب و دین ولایت
محبت هست مصداق شهادت

مدینه امشب تا سحر به غم نشسته
امام کاظم ز جفا دلش شکسته
وای ز فردا که بقیع غمین‌ترین است
شاهد دفنِ صادقِ آلِ امین است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


در کوچه گرفتار شده حضرت صادق
چون فاطمه بنشست به خاک غم و غربت
افتاده به دیوار شده حضرت صادق
آمد نظرش مادر خود گفت سؤالی
او را که مددکار شده حضرت صادق؟
فطرش چو شنیدش غم تو ای گلِ زهرا
عمریست عزادار شده حضرت صادق

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مُلک و مَلَک به ناله و افغان و اشک و آه
چون داغدار، حضرت موسى بن جعفرست
خون مى‎رود ز فرط غم از چشم شیعیان
زیرا که قلب عالم امکان مکدرست
منصور، شاد گشت ز قتل خدیو دین
اما به خُلد، غمزده زهراى اطهرست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


صادق آلِ فاطمه، منم که خون جگر شدم
میانِ کوچه‌های غم، غریب و در به در شدم
خدا ببین عدو مرا به هر دمی صدا کند
دلِ غمینِ و خسته‌ام به غصه‌ مبتلا کند
کشد به آتش جفا گهی حریم خانه‌‌ام
تو خود بدانی ای خدا غریبِ این زمانه‌ام
به بزم عیش و نوش خود مرا شبانه برده‌اند
نماز من شکسته‌اند، با تازیانه برده‌اند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


یه بار می‌شه بقیعت و بیام زیارت آقاجون
کنارِ قبرِ مادر و عرض ارادت آقاجون
سرم پایین، چشمای تو تاج رویِ سرم ‌می‌شه
بی سر و سامونت می‌شم با یه عبارت آقاجون

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آن زاده پیمبر ارثیه اش ز حیدر
این بود کز سرایش آتش کشد زبانه
هر چند خانه اش سوخت از دود و شعله افروخت
دیگر نخورد یارش سیلی در آستانه
آن عزت رفیعش آن غریت بقیعش
جز تل خاک نبود از قبر او نشانه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


همان امام غریبی که شانه اش خم بود
به روی شانه ی پیرش غم دو عالم بود
میان صحن حسینیه ی دو چشمانش
همیشه خاطره ی ظهر یک محرم بود
دل شکسته ی او را شکسته تر کردند
شبیه مادر مظلومه اش پر از غم بود
اگر تمام ملائک زگریه می مردند
به پای خانه ی آتش گرفته اش کم بود


ادامه مطلب

طبقه بندی: اس ام اس شهادت امامان(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/02/29 توسط maziyar mohammadi

عسگری از دارفانى دیده بسته
گرد ماتم بر رخ مهدى نشسته
گشته سامرا دوباره وداى غم
بر پدر صاحب زمان بگرفته ماتم
عازم جنت شده با قلب سوزان
نزد زهرا و پیمبر گشته مهمان

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


حجت یازدهم نور ولایتْ حَسَنم / کینه اهل ستم کرده جَلای وطنم
پدر ختم امامان، وصی ختم رُسل /ولی امر خدا واقف سرّ و عَلَنم
والد حجت ثانی عشر و ناصر دین خدا /مالک مُلک وجود و ولی مُؤتمنم
معتمد زهر خورانیده مرا از ره جور /کین چنین سوخته بال من و فرسوده تنم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


عسگری از دار فانی دیده بسته /گرد ماتم بر رخ مهدی نشسته
گشته سامرا دوباره وادی غم /بر پدر، صاحب زمان بگرفته ماتم
عازم جنت شده با قلب سوزان/نزد زهرا و پیمبر گشته مهمان
او به دست معتصم گردیده مسموم /قلب پاک انورش را کرده مغموم
شست و شو داده پسر جسم لطیفش /شد به سامرا مکان قبر شریفش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اى نخل ریاض علوى برگ و برت سوخت
از آتش بیداد ز پا تا به سرت سوخت
اى یازدهم اختر پر نور ولایت
خورشید ز هجر رخ همچون قمرت سوخت
اى پاره قلب نبى و زاده زهرا
از آتش زهر ستم و كین جگرت سوخت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن
جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن
عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم
کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن
در عزای عسگری آید زنای اهل دل
صد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسن
آب شد شمع وجودش زاتش زهر ستم
خاک غم بر سر کنم زین ماجرا یابن الحسن
در جوانی رفت از دنیا امام عسگری
شد کویر دل از این غم شعله زا یابن الحسن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سرزمین سامرا شد کربلای عسگری
مادرش زهرای اطهر سوگواری می کند
هر کجا بر پا بود سوز و عزای عسگری
تسلیت گوید به نزد مهدی صاحب زمان
از ماتم محنت  فزای عسگری

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مى زند آتش به قلبم سوز داغ عسگری
گیرد امشب اشك من هر دم سراغ عسگری
شد به سن كودكى فرزند دلبندش یتیم
گشت دُرّ اشك مهدى چلچراغ عسگری
در دل صحراى غم ها و به دشت سرخ عشق
لاله سان شد قلب ما خونین ز داغ عسگری

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


امروز عسگری ز جهان دیده بسته است
قلب جهان و قطب زمان، دل شكسته است
آن حجت خداى ز بیداد معتصم
پیوند زندگانیش از هم گسسته است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اى آفتاب مهر تو روشنگر وجود
در پیشگاه حكم تو ذرات در سجود
اى میر عسكرى لقب اى فاطمى نسب
آن را كه نیست مهر تو از زندگى چه سود
علمت محیط بر همه ذرات كاینات
فیضت نصیب، بر همه در غیب و در شهود
تاریخ تابناك حیاتت، گر اندك است
بر دفتر مفاخر اسلامیان فزود
عیسى دمى و پرتو رأى منیر تو
زنگار كفر از دل نصرانیان زدود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


او بدست معتصم گردیده مسموم
قلب پاك انورش را كرده مغموم
شستشو داده پسر جسم لطیفش
شد به سامرا مكان قبر شریفش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


در دل آزادگان با شد ولای عسگری
جان هر آزاده ای گردد فدای عسگری
می ستیزد با ستمکاران وبا بیگانگان
آن که می باشد به عالم آشنای عسگری
ای که دست خود زنی بر دامن پر مهر او
سعی کن تا پا گذاری جای پای عسگری
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بر چهره امام زمان، آن دُر یتیم
از باد ظلم گرد یتیمى نشسته است
در خانه اى كه مركز اندوه و ماتم است
دشمن كمر به غارت آن خانه بسته است
از لطف آن كه ناز كند بَرد بر خلیل
صاحب زمان ز آتش بیداد رسته است
اندر بقیع و سامره و كربلا و طوس
گل های فاطمه بنگر دسته دسته است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مدح شما، ز عهده مردم برون بود
اى خاندان پاك كه یزدانتان ستود
از نعمت ولاى شما خاندان وحى
منّت نهاد بر همگان، خالق و دود
اى پورهادى، اى حسن العسگری ز لطف
بپذیر، از «مؤید» دلخسته این درود


ادامه مطلب

طبقه بندی: اس ام اس شهادت امامان(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/02/29 توسط maziyar mohammadi

بغض تنهایی و غربتی که دارد دامنگیر دنیا می شود، گریبانت را می فشارد. پیراهن دلتنگی ات را بر غربت دنیا می پوشانی. نزدیک ترین همسایه حرف هایت، کاسه ای زهر تعارف می کند. پیراهن سفیدت، باغچه گل سرخ می شود، لخته های جگر خونت گل می کنند تا تو پرواز را آغاز کنی.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


پرنده تنهای امامت! کلمات، کبودی گلوی گرامی ات می شوند تا غربت تو را بسرایند.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مدینه این شب ها، قلبِ غم زده عالم است. چشم دل که بگشایی، خاکستر مرگ بر سر و روی مردمانش می پاشد و در داغ هجران محبوب، روی غمزده احساس را می خراشد.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کاش مثنوی غربتش را ورق بزنی تا تو را هم راز سینه ای کند که هرگاه در فراق رسول خدا صلی الله علیه و آله ، در تنگنای پرآشوب روزگار محبوس می ماند، عطر یار سفر کرده را از شمیم بهشتی پاره جانش حسن علیه السلام می بویید!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بارها از دریچه چشمان غفلت زده مردمش دیده بود که پیامبر، دو ریحانه آسمانی اش را بر روی پاهای معراج رفته اش می نشاند و لبان مبارک خود را بر غنچه لب هایشان می گذاشت؛ گویی که گل های بهشت خدا را می بوید و می بوسد.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اگر دل به داغ های سینه اش داده ای، می دانی که در پاره های جگر کدام شقایق دل سوخته اش متحیر مانده و شادابی و شکوه روزهای حضور پیامبر را به تنهایی و بی کسی کدام فرزند غریب او وا داده است.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


امشب، رد اشک ها را که بگیری، تو را یکسره تا سال های پربهاری خواهد برد که پاره تن زهرا و علی علیه السلام ، بر پشت دو تا شده اشرف عالمیان در محراب عبادت، می نشست و خدا می داند که سجده پیامبرش، به جهت آن طولانی می شد که مبادا دردانه اهل آسمان آزرده گردد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


امشب، پلک های مدینه تا صبح، میزبان سپیدی بال های روشن ملائک است؛ خیل فرشتگانی که آمده اند، تک ستاره جوانان بهشت را بر روی دستان زمین، رصد کنند.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کریم اهل بیت! دست سخاوتت، زبانزد است. چه شب ها که انبان به دوش، چراغ خانه یتیمان را روشن می کردی.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آغاز همه فتنه ها و ستم های نامرسوم عاشورایی، آغاز لب های عطشناک و خون های همیشه جاری کربلا، از حنجره مجتبی، از لب های به جام زهر سیراب شده او جاری شد.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ادامه خداوند بر روی زمین، خورشید لایزال مهر که خار چشم های شب پرستان بود، پس از عمری صبر و بردباری، سرانجام به زخم افعی گرفتار شد. وقتی پاره های جگر مجتبی از حنجر همیشه صبورش فوران کرد و آتشفشان شد و در تشت فرو ریخت، خون دل آل محمد صلی الله علیه و آله ، در آن پاره پاره های معصوم، موج می زد و آغاز کربلا در آن خون مظلوم نطفه می بست.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


حسن بن علی علیه السلام ، وارث تمام آن اقیانوس دانشی بود که در سینه امیرالمؤمنین، علی علیه السلام ، موج می زد. به کریم اهل بیت شهرت داشت و همیشه سفره اکرام و اطعام او، به روی نیازمندان گسترده بود.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آفتاب نیمه شب ها! آنقدر سخاوت داشتی که چنین فرمودی: «آنچه را که از امور دنیا طلب کردی و به دست نیاوردی، چنان انگار که به آن هرگز فکر نکرده ای».

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


کدام کلمه می تواند این همه دل بریدن از دنیا را وصف کند؟! مگر غیر از تو کسی می تواند چنین از دنیا دل ببرد؟! دل می کنی از دنیا؛ همان گونه که از سربازان بی وفایت...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


زخم می خوری و مهربانی تعارف می کنی. کاش همه چشم های جهان یاری ام می کردند تا شاید بتوانم ثانیه ای از تنهایی ات را به صلح نامه ای که امضا کردی، بگریم.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران/کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران


 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


نام تو که می آید، قلم ها بغض می کنند و گلوی کلمات کبود می شود. نام تو را تنها با غربتی سرخ می توان بر این صفحه های سفید نوشت.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


بعد از سی سال خانه نشینی علی علیه السلام که با خار در گلو، سلام های بی جواب و ناله های مخفیانه در چاه سپری شد، برایم بسیار سخت است که ببینم تو نیز عبای تنهایی بر سر کشیدی و بغض فروخورده ات را با خون جگر، بر طشت می ریزی.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


غبار کورکننده شایعات سیاه امویان، هوای شام را آلوده بود. در روزگار اقتدار پوشالی حکومت آل سفیان، بذر کینه خاندان علی علیه السلام چنان در قلب های مردم کاشته می شد که در پس زمینه افکار فریب خورده گروهی از مردم، با هیچ خاندانی به اندازه آل پاک علی علیه السلام دشمنی نکرد.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


نوشتن با کلمات خیس سخت است؛ کلماتی که تکان گریه، لبریزشان کرده است، کلماتی که تاب زندگی کردن بعد از تو را ندارند. با این همه کلمه، نمی توان تو را نوشت. نمی توانم از سیره پیامبروار تو بنویسم.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


خداحافظ ای پدر سخاوت، ای سید جوانان بهشت!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تو، امید دست های خالی بودی؛ امید پدرانی که می دانستند تا تو هستی، طعم گس شرمندگی را نخواهد چشید.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سید کریمان! خوان کرمت، همیشه مهیای پذیرایی بود؛ حتی برای جعده، دختر ناخلف اشعث بن قیس؛ شیطانی که آتش خدا را به بهای صد هزار درهم، از بازار معاویه خرید.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


زمانه، چشم دیدن آن مهر آرام را نداشت که این چنین، به کشتن آن چراغ حقیقت کمر بست.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جلوه از نور خدا دارد حسن

مصطفی را مقتدا دارد حسن


در طریق عشق و عرفان یاوری

چون علی شیر خدا دارد حسن

مادری چون فاطمه خیرالنساء
هم‌نفس با کبریان دارد حسن

او نخستین غنچه یاس نبی
عطر خوش از مصطفی دارد حسن

در مرامش خلق و خوی مرتضی
پنجه مشکل‌گشا دارد حسن

چون کریم اهل‌بیت است آن جناب
التفاتی سوی ما دارد حسن

در رکابش صدهزاران جان‌نثار
یک جهان تحت لوا دارد حسن

طلعت رویش بود رشک قمر
این صفا را از خدا دارد حسن

همسری نامهربان و کینه‌توز
دشمنی دیرآشنا دارد حسن

زهر کین او را جگر آرد برون
در برش طشت بلا دارد حسن

این بلا را از جفای آشنا
مرغ جانش ناروا دارد حسن

از غم و داغ جگرسوزش چنین
عالمی را در عزا دارد حسن

نغمه‌خوانی در عزایش روز و شب
غرق ماتم چون «وفا» دارد حسن


ادامه مطلب

طبقه بندی: اس ام اس شهادت امامان(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/02/29 توسط maziyar mohammadi

قدرت همین بس است كه خوانند اهل دل / حق را به ابروى تو اى رحمت عمیم
اى نور چشم زاده زهرا ((رقیه جان )) / هر چند كوچكى تو بود ماتمت عظیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سر بابا رو بغل کرد بعدش یهو خوایش برد ، نذاشت کسی بفهمه اونم مثل باباش مرد
لالا لالا رقیه بخواب عزیز بابا ، دست ما رو میگیری ببری پیش آقا ؟

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بود در شام میان اسرا/طفلى از هجر پدر نوحه سرا
خردسالى به اسارت در بند/مرغ بشكسته پرى پا به كمند
كودكى دستخوش محنت و رنج/جاى بگزیده به ویرانه چو گنج
یك گل دیگر از آن گلشن عشق/رفت در خاك و خزان شد به دمشق

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


با اضطراب آمد و با التهاب رفت/كوچكترین شهیده كه غساله‏اى نداشت
وقتى كه از بساط گلویش گلایه كرد/آهى به سینه داشت، ولى ناله‏اى نداشت
رفت از شب خرابه و تشییع هم نشد/تنهاترین ستاره كه دنباله‏اى نداشت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مجنون شبیه طفل تو شیدا نمی شود/زین پس کسی بقدر تو لیلا نمی شود
درد رقیه تو پدر جان یتیمی است/درد سه ساله تو مداوا نمی شود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


گُلی كه خاك خرابه مزار و تربت اوست/سه ساله‌ای است كه زینب اسیر همّت اوست
ز نسل بت‌شكن مكّه است این دختر/شكستنِ بت شامی به دست قدرت اوست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آنكو در این مزار شریـف آرمیـده اسـت/ام البكّا رقیه محنت كشیده است
اینجا زتاب غم دل زینب شده است آب/بس ناله یتیم برادر شنیده است
اینجا ز پا فتاده و او را ربـوده خـواب/طفلى كه روى خار مغیلان دویده است
یا رب به جز رقیه كدامین یتیـم را/سر تسكین بدیدن سر از تن بریده است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


با دست خسته معجر خود را کنار زد/حتی کلام و درد ِ دلش با اشاره بود
زخم نهان به روسری اش را عیان نمود/انگار جای خالی یک گوشواره بود
ناگاه لب گشود و تلاطم شروع شد/دریای حرف های دلش بی کناره بود
کوچکترین یتیم خرابه شهید شد/اما هنوز حرف دلش نیمه کاره بود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


فدایی سحر است و گل مناجات است/كه بوسه از لب بابا فقط عبادت اوست
اگر كفن شده پیراهنِ اسیریِ او/قسم به عصمت كبری، نشان عصمت اوست
چنان گریست كه رأس پدر پریشان شد/حسین هم به خرابه پیِ زیارت اوست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


در محكمه ی عدل نماینده رقیه است / آن كس كه زند مهر به پرونده رقیه است


ادامه مطلب

طبقه بندی: اس ام اس شهادت امامان(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/02/29 توسط maziyar mohammadi

عروج اسوه صبر و شکیبایی، روایتگر و احیاگر واقعه عظیم عاشورا، حضرت زینب تسلیت باد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آه ستاره‌ها ی روشن، از سر راه کنار بروید ! ابرهای شبانه آسمان را خلوت کنید ! فرشتگان مقرب، در را به روی مهمان بزرگی که در راه است بگشایید ! امشب پرستوی خستهای به آغوش خدا می‌آید تا تمام سالهای رنج وسوگ عمرش را در آغوش پروردگار بیاساید و خستگی در کند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


صبر به نام تو تکیه می‌کند. ایمان و ستم سوزی، از پس نام تو سر بر می‌آورد. مهر و عطوفت شکست نا پذیر هر صبح با اذن تو سر از خواب بر می‌کند و در رگ‌های هستی جاری می‌شود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


عشق با زینب تبانی کرده است / رنگ گل را ارغوانی کرده است
هست کیش رهبریت کیش او / صبر زانو می زند در پیش او

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


برای بعد از این زمین دعا کن؛ برای روزگاران پر فتنهای که در راهند و مردمان را تک و تنها به باد معصیت می‌گیرند، برای خستگی‌های زمانه دعا کن زینب !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هردم به گوشم‎‎ می رسد آواى ‎زنگ قافله / این قافله تا كربلا دیگر ندارد فاصله
یك زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است / این زن صدایش آشناست، اى واى من، این "زینب" است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


پیام عاشورا که توسط حضرت زینب به تمام زنان روزگار ابلاغ می‌شود، شناخت رسالت سیاسی و پشتیبانی از مبارزه شهیدان،تلاش اجتماعی همراه با عفاف و پاکدامنی و شهید پروری و تربیت نسلی شهادت طلب است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


همه جازمزمه یا حسین و كربلاست / زمزمه ی ضجه های زینب و بچه هاست
خوشا به حال اونایی كه دلهاشون تو بین الحرمین و كربلاست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آن روز که آن فتنه به بار آمده بود / خورشید ولا بر سر دار آمده بود
با پای برهنه دشت‌ها را زینب / دنبال حسین سایه وار آمده بود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بعد از غروب و فاصله او ماندو شب، سیاه / بر دوش داشت فلسفه خون بی گناه
او از تبار خطبه و حلقوم حیدری / میراث دار زخم فدک‌های کوثری
ماند و مسیر قافله را برد با خودش / هرچند لحظه لحظه تا خورد با خودش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


شاید در آن حماسه اگر زینب نبود / دیگر برای گفته شدن مطلبی نبود
شاید تمام واقعه بر باد رفته بود / پرواز و خون و صاعقه را مکتبی نبود
او خطبه خوان صاعقه بود و بدون او / حتی مجال گریه زیر لبی نبود
شاید بدون زینب انسان نمی‌شدیم / حتی زمین و گردش روز و شبی نبود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


گوئیا رفتی تو هم تا قتلگاه / راس تو با او جدا شد از قفا
هم به دیر و تشت زر ، کنج تنور / بوده ای بر نی چو یارت هر کجا
سنگ دشمن روی نیزه بشکند / هم سر او را و هم قلب تو را
هر که یک بار و تو اما زینبا / کشته عشق حسینی بارها

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کیست زینب؟ جان محزون حسین / خواهر هم عهد وهم خون حسین
خلقتی از اصل عشق و اصل نور / طینتی ممزوج از عقل و شعور
باغ دین آباد ز آب چشم او / کاخ کفر آوار سیل خشم او
نور ریزد از جبین نام او / مهر تابد از طنین نام او
عاجزند الفاظ از توصیف او / باز ماند معنی از تعریف او

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود / كربلا در كربلا می ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ / پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود
چشــمه فریاد مظلومیت لب تشـــنگان / در كویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود
زخم زخمی ترین فریاد در چنگ سكوت / از طراز نغمه وا می ماند اگـر زینب نبود
در طلوع داغ اصغر، استخوان اشك سرخ / در گلوی چشمها میماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی لگام / در بیابانها رهــا می ماند اگـر زینب نبود
در عبور از بستر تاریخ ، سیل انقلاب / پشت كوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود




طبقه بندی: اس ام اس شهادت امامان(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/02/29 توسط maziyar mohammadi
 


به شهر کوفه در محراب طاعت
علی شد کشته در حال عبادت
ز پـور ملجم مردود کافر
بخون شد غوطه ور ساقی کوثر
(لعنت بر قاتل امیرالمومنین)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


دانی زچه رو دیده ما میگرید
در ماتم شاه اولیا می گرید
تنها ز غمش اهل زمین گریان نیست
عیسی بفلک از این عزا میگرید
شد کشته بمحراب عبادت حیدر
هر دیده بحال مرتضی می گرید
بـا گفتن "قد قتل" ز جبریل امین
در خلد برین خیر نساء میگرید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


محراب کوفه امشب در موج خون نشسته
یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته
سجاده گشته رنگین از خون سرور دین
یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین
از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید
رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


با شور حسینى و صلابت حسنى درسوگ علی مىگرییم. دعایتان توشه ی بی برگی ما

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


امشب سر مهربان نخلى خم شد،،، در كیسه نان بجاى خرما غم شد/ در كنج خرابه ها زنى شیون كرد ،،، همبازى كودكان كوفه كم شد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


از تیغ زهرآلود دژخیمى ستمگر
محراب شد یادآور دریاى احمر
دیگر چه كس داد ضعیفان را ستاند
افتاد از پا آن امیر دادگستر

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


شب باوران خورشید را در خون كشیدند
خون گریه كن در سوگ او اى صبح باور

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


كو، آن كه بردوشش كشاند در دل شب
 قوت یتیم و دردمند و زار و مضطر
از ماتم جانكاه او هر رادمردى
دست مصیبت مى زند بر سینه و سر

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اى آسمان غم زده، امشب، شب على است
مطلوب اولیاى خدا، مطلب على است
امشب به كوفه دیده بیدار اختران
مثل همیشه محو نماز شب على است
مسجد گرفته ماتم و گلدسته غریب
چشم انتظار زمزمه یا رب على است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به محراب شفق، منشق سر مهتاب مى بینم
الهى هاله اى از غم، در این محراب مى بینم
على و مسجد و عدل و شجاعت جملگى در خون
تمام انبیا را این چنین بى تاب مى بینم
نداى «فُزتُ ربّ الكعبه» را مولا چه سان گفت؟
 كه عرش و فرش را لرزان و در ارعاب مى بینم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


پیشانى عدل و عدالت را شكستند
 آن دسته اى كه با على پیمان ببستند
معصوم را دیدى كه مظلومانه كشتند
 در سجده گاهى ناجوانمردانه كشتند
یا رب چه صبحى در پى شب هاى او بود
 «فُزتُ وربّ الكعبه» بر لب هاى او بود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ترتیل بیا به گریه خوانیم
 سیل از رخ هر دو دیده رانیم
امشب شب گریه است و ناله
 داغ است به دل بسان لاله
اى واى شكسته كاسه جم
 از ضربتِ تیغ ابن ملجم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


روا باشد كه گردد آسمان زیر و زبر امشب
 كه شد فرق على شیر خدا شقّ القمر امشب
ز خون فرق حیدر دامن محراب گلگون شد
 به خاك افتاد از بیداد، نخلى بارور امشب
شد از نیرنگ و تزویر ریاكاران بداختر
 على در دامن محراب در خون غوطهور امشب
منادى این ندا بین زمین و آسمان درداد
 على زین دار فانى كرد آهنگ سفر امشب

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


دیشب تمام اهل خانه جمع بودند
پروانه گرد بستر یك شمع بودند
دیشب حسن پیراهنش را چاك مى كرد
خونابه فرق پدر را پاك مى كرد
دیشب حسینش مهد غم را تاب مى داد
وقت عطش در دست بابا اب مى داد
دیشب چو نى كلثوم زارش زار مى زد
آتش به جان با یاد آن افطار مى زد
دیشب على بر زینب خود نوش مى داد
زینب سخنهاى پدر را گوش مى داد
مى گفت با زینب كه اى ارام جانم
فردا سلامت را به مادر مى رسانم





طبقه بندی: اس ام اس شهادت امامان(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/02/29 توسط maziyar mohammadi
فاطمیه قصه گوی رنجهاست      فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست
فاطمیه شعر داغ لاله است             قصه ی زهرای 18 ساله ست
فاطمیه شرح دیوار و در است    دفتر در مقام سخت زینب پرور است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ما گوشه نشینان غم فاطمیه ایم
محتاج عطا و كرم فاطمیه ایم
عمری است كه از داغ غمش سوخته ایم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


فریاد من درآنجا علی علی علی بود
بر روی من با میخ در نوشتند
این جرم گفتن علی علی علی بود
من هم ز خون بر روی در نوشتم
تنها گناه زهرا علی علی علی بود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ز آن روزی که سیلی خورد زهرا
سیه شد روزگار اهل معنا
شنیدم ز عارفی که می فرمود
حکم فرج را کند زهرای سیلی خورده امضا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زهرا كه شهید گشت بی جرم و گناه
هست از غم او، سینه ی عالم پر آه
خدا كجا و سیلی خوردن
لا   حول   و  لا  قوه   الا   بالله
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 

از فاطمه اكتفا به نامش نكنید
نشناخته توصیف مقامش نكنید
هر كس در او محبت زهرا نیست
علامه اگر هست سلامش نكنید
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سبد سبد بیارید گلهای  نیلوفری رو
بیاید عزا بگیریم روزای بی مادری رو
بگید چاووش بخونه غم از دلا امون برده
بگید حجله بیارند آخه مادر جوون مرده
پیغمبری كه عمری غمخوار امتش بود
روی كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در خانه آه دارد علی
عشق پهلو شکسته داردعلی
آن پسر جان داد فدای مادرش
حسن حسین داغ مادر دارند یاعلی
یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه (س) بی حاصل است
فاطمه (س) حلال صدها مشکل است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بر حاشیه‌ی برگ شقایق بنویسید
گل ، تاب فشار در و دیوار ندارد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در بین آن دیوار و در ای فدایی حیدر
دادی تو شش ماهه پسر بهر یاری حیدر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من با که گویم این که بهارم خزان شده
ماهم به خاک تیره غربت نهان شده
بانوی بی نشان که به هرسو نشان ز اوست
رفت از برم به قامت همچون کمان شده


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شیعه به عزای فاطمه(س )محزون است
یک دیده به اشک و دیده ای در خون است
ظلم و ستمی که شد به دخت احمد(ص)
هر کس که فراموش کند مغبون است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مادر دیده بگشا بر حسین بنگر حال زار زینبین
حیدر اشك چشمش جاری است گویی ضربه ی در كاری است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


باز هم موسم پرپر شدن گل آمد
باز هم فصل فراق گل و بلبل آمد
آسمان دل ما ابرى و بارانى شد
دیده را موسم اشك و گهرافشانى شد
دل بى‏سوز و گداز از غم زهرا دل نیست
دل اگر نشكند از ماتم او، جز گل نیست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خون و اشك از دل و از دیده ما مى‏جوشد
فاطمه صورت خود را ز على مى‏پوشد
عمر كوتاه تو، اى فاطمه فهرست غم است
قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است
رفتى، اما ز تو منظومه غم بر جا ماند
با دل خسته و بشكسته على تنها ماند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اثر دست‏ ستم از رخ نیلى نرود
هرگز از یاد على، ضربت‏ سیلى نرود
با على راز نگفتى تو ز بازوى كبود
با پدرگوى كه بعد از تو چه بود و چه نبود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا
مرگ جانسوز چرا؟ دفن غریبانه چرا؟
داغ ما آتش و میخ در و سینه است هنوز
مدفن گمشده در شهر مدینه است هنوز
باغ، تاراج شده، عطر اقاقى مانده است
سنت دفن شبانه ز تو باقى مانده است


ادامه مطلب

طبقه بندی: اس ام اس شهادت امامان(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/02/29 توسط maziyar mohammadi

سر بر بالین نهادن ات، خاموشی نیست، فراموشی نیست، تازه دارد ندای «لا اله الا اللّه » شنیده می شود و فردا پشت بام های زمین را روشن خواهد ساخت.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


در شب رحلت خاتم انبیا، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرشتگان عرش می گریند. عاشقانش با چشمانی اشک آلود، مرثیه غم می سرایند. ما نیز در شب رحلت آسمانی اش در سوگ می نشینیم.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


رحلت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله معراج وصال اوست با حضرت دوست. رحلت جانسوزش را به عاشقان رسالتش تسلیت می گوییم.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


در شب رحلت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله ، چون شمع، شعله شعله می سوزیم و آب می شویم، اشک غم می ریزیم و بی تاب می شویم. عروج آسمانی اش را تسلیت می گوییم.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


صبحی که داشت آفتاب می زد، چشمانش قرمز شده بود. سایه سرخش، گریه های آب را دنبال می کرد که از پای چشمه های زلال چشمان علی علیه السلام و زهرا علیهاالسلام می جوشید.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


به گل ها بگویید به اشک ژاله، رخ بشویند و بلبلان را به نوحه خوانی بخوانید که پیامبر باران، امشب دیگر نمی خندد.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سکوت مدینه، بوی رفتن می دهد. انگار همه دارند می روند! پیش از تو انگار در این شهر زندگی نبود، انگار محبت و مهربانی و همدلی نبود! تو آمدی و نزدیک خانه مستمندی خانه گزیدی؛ مسجدی ساختی برای پرستش و برای همدلی مسلمین با تو. علی آمد، فاطمه آمد و سلمان آمد و ابوذر؛ و پس از تو، همه می روند. بی تو مدینه دیگر مدینه نیست.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


چشم مبند! بگذار چشمت نگران امت بماند!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیست و هشتم صفر، روز سیاه پوشی قبیله های سادگی و فروتنی است.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سبکبار بال می زنی، تا دورتر از دست رس همه پرنده ها و فرشته ها. اما چه بهارها و اردیبهشت ها در حسرت دیدن تو از راه خواهند آمد، ای بهشتی ترین!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پیامبری ات باران مهربانی بود که تا دورترین نقطه تشنگی خاک رسید. عطر رسالتت، هوایی بود که همه خاکیان را به هوای نفس کشیدن در دامنه اسلام کشاند.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فرشته ها صدایت می کنند؛ اما هنوز دلتنگ و نگران امتت هستی.

رحلت حضرت محمد (ص) بر پیروانش تسلیت باد.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


قرآن، خلاصه شب نشینی تو با خداست و قصه روزهایی که نبودی، ولی همه چیز به خاطر وجود تو بود؛ مگر نه این که حق فرمود: «لولاک لما خَلَقْتُ الافلاک»؟!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


وقتی در صلوات هایم نام تو به میان می آید، فرشتگان، هرچه از گناهانم را که نوشته اند، پاره می کنند؛ یا سفینة النجاة.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


آفتابی سوزان، بر اندام کویر حجاز، تازیانه می کوبد. در بازگشت از حجة الوداع است که عطر گل های وصال، در باغ وجود پیامبر صلی الله علیه و آله شکوفا می شود. او با ضمیر زلال و یقین روشن خویش، آهنگ رحیل را می شنود. آن گاه با کلام آسمانی خود، وصیت می کند امت خویش را: «ایها الناس! من پیش از شما می روم و شما در حوض کوثر بر من وارد خواهید شد و از شما سؤال خواهم کرد که چه کردید با «دو چیز گرانبها که در میان شما گذاشتم؛ کتاب خدا و عترت که اهل بیت منند».

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


آری! روزهای واپسین عمر پیامبر صلی الله علیه و آله است. چند روزی برای همیشه، خورشید عمر خاتم الانبیا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله غروب خواهد کرد. شبی آغشته به بوی غربت، فضای شهر را فراخواهد گرفت. هنوز غدیر و بیعت آسمانی محمد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام در خانه یادها شکوفاست؛ اما دریغ و آه... .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تو می روی؛ اما پس از تو، هیچ منبری خالی نیست. پس از تو، همه، رسول مکارم اخلاقند. پس از تو، همه، رسول مهربانی و گذشتند و منبرت هیچ وقت خالی نیست.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در انتظار رهایی، دل به موج های زمان سپرده ای و جان به دست های خدا.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پس از تو، آوازهای ابوجهل را هیچ حنجره ای صیقل نداد.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فقدان رسولان، پشت اهالی ایمان را می شکند و عشق را داغدار می کند؛ رحلت رسول اعظم اسلام تسلیت باد!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 

چشم هایت در ساحل ملکوت، فرود آمده اند و دریای خروشان دنیای ما، همچنان در تکاپو است.



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بی شهد نبوت، روزگاری تلخ، ذائقه دین را پر کرده است. کینه ها و لقمه ای از خیبر، زهر در شریان دقایق ریخته است. همیشه و در هر مقطعی، همان گونه که پیامبری از صبح می گوید، عده ای از تبار ابوجهل ها هستند که با چرکینی شب، خو می گیرند. اما ما، بی نگاه رحمت گستر واپسین پیامبر، کدام لحظه را تاب بیاوریم؟ بی صدای عطوفت زای او، به کدام سو پناه بجوییم؟ «اللهُمَّ إنا نَشکُو اِلَیکَ فَقْدَ نَبیِّناً صلی الله علیه و آله » بیست و هشتم صفر، یعنی ضمیمه شدن عطری بدیه به آسمان، و چه محروم است زمین که فروغ یگانه خود را از دست داده است.



باور کن آسمان، تاب تنهایی نمی آورد و کمرش زیر داغت، خم خواهد شد.

وقتی تو رفتی، چشمان آسمان سیاهی رفت و اشک از نگاه ستاره غلتید.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یوسف گمگشته قرن های تاریکی! جهانی گرداگرد نفس های تو حلقه زده اند؛ تو هیچ گاه از ابلاغ نامه های رسالت خویش، زبان نبسته ای. چشم های تب دارت، هنوز نگران آینده امت اند و نگران حق الناس.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه می توان گفت از آن همه کلمه ای که در صدای سکوت علی علیه السلام ، پس از تو خاموش ماندند؟ پس از تو، غیر از نفس های غمگین علی علیه السلام و اشک های ناتمام فاطمه علیهاالسلام ، هیچ نفسی به تو نرسید و هیچ اشکی از نام تو سرچشمه نگرفت.



ادامه مطلب

طبقه بندی: اس ام اس شهادت امامان(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/02/29 توسط maziyar mohammadi
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ