تبلیغات
ஜاس ام اس عاشقانه وعارفانه ஜ - مطالب ضرب المثل كوتاه زیبا سری(1)

ஜاس ام اس عاشقانه وعارفانه ஜ
 
قشنگ ترین اس ام اس عاشقانه ، اس ام اس جدید ،اس ام اس دلتنگی، اس ام اس سرکاری
حرمت عشق در اندازه افکار ما نیست پس به هر دلبستنی عشق نگویید

هرصفر با عدد دارای ارزش است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آینه را نمی توان در آینه دید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آسیاب آبی رودخانه را به حرکت در نمی آورد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


برخی ماهی ها قلاب بدون کرم را هم گاز می زنند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هرقصه ای درست از انتهای آن آغاز می شود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


با طرد دیگران انسان به طرد خویش نزدیک می شود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آرامش درون با دیدگان کور حاصل نمی شود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هیچ رودخانه ای را نمی توان با سیم خار دار مسدود کرد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


از هم قفس شدن تا هم نفس شدن بسیار فاصله ست .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


در شهر بی نگاه آیینه ارزشی پیدا نمی کند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ماهی ها در  سراب غرق می شوند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اندیشه های تنگ با یاری تفنگ احیا نمی شوند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کاخ عشق بر روی سطح آب بنا شده است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کتاب سفید پرفروش ترین کتاب جهان است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


در کنار دریا نیز می توان  تشنه زیست .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ماهیان دریا از وجود دریا بی خبر می باشند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سایه ها نمی توانند به خورشید صدمه بزنند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


وحشی ترین سکوت با کمترین صدا نابود می شود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


زندگی تاس آوردن خوب نیست تاس بد را خوب بازی کردن است



طبقه بندی: ضرب المثل كوتاه زیبا سری(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/03/7 توسط maziyar mohammadi
یک عشق پوشالی بهتر از تنهایی است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


انسان تنها موجودی است که می تواند با خود نبرد کند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


با کوچ ماسه ها ویرانی کوه ها آغاز می شود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تمام رودخانه ها با دیدن دریا خاموش می شوند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کرم درخت با موعظه نابود نمی شود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هیچ دریایی تشنه نمی شود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تغییر از درون تغییر در برون ایجاد می کند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


انسان بدون تاثیر انسان نیست .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هیچ لاک پشتی لاکش را اجاره نمی دهد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


امروزه خارپشت ها هم از ژل استفاده می کنند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


در اوج هر صعود با غفلتی سقوط آغاز می شود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


زیباترین سرود در دفتر سکوت ترسیم می شود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هیچ گلی را با خار آذین نمی کنند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


در درس زندگی تاریخ امتحان همواره غایب است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


از هزاران زاویه میتوان از یک گل عکس گرفت .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کوچه ی خوشبختی در دل تاریک کوچه ی بدبختی ست.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


منطق قدرت را قدرت منطق نیز بی اثرمی سازد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سیاهی شب باعث درخشش ستارگان می شود .




طبقه بندی: ضرب المثل كوتاه زیبا سری(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/03/7 توسط maziyar mohammadi
یابو برش داشته
یابوی اخته و مرد كوسه سن و سالشون معلوم نیست
یابوی پیش آهنگ آخرش توبره كش میشه
یا خدا یا خرما
یاربد، بدتر بود از یار بد
یارب مباد آنكه گدا معتبر شود
یار در خانه و گرد جهان میگردیم
یارقدیم ، اسب زین كرده است
یار، مرا یاد كنه ولو با یك هل پوك
یا زنگی زنگ باش یا رومی روم
یا علی غرقش كن منهم روش
یا كوچه گردی یا خانه داری
یا مرد باش یا نیمه مرد یا هپل هپو
یا مرگ یا اشتها
یا مكن با پیلان دوستی --- یا بنا كن خانه در خورد پیل !" سعدی "
یعنی كشك
یكی رو تو ده راه نمی دادند سراغ كدخدارو میگرفت
یك ارزن از دستش نمی ریزه
یك مرده بنام به كه صد زنده به ننگ
یك انار و صد بیمار
یك بز گر گله را گر میكند
یكخورده شاخ بهتر از هزار ذرع دمه
یك داغ دل بس است برای قبیله ای
یكدم نشد كه بی سر خر زندگی كنیم
یك ده آباد بهتر از صد شهر خراب
یك بار جستی ملخه، دو بار جستی ملخه، آخر به دستی ملخه
یه بام و دو هوا
یه پا چارق، یه پا گیوه
یه پاش این دنیا یه پاش اون دنیاست
یه پول جیگرك سفره قلمكار نمیخواد
یه تب یه پهلوان و میخوابونه
یه تخته اش كمه
خل و كم عقل است
یه جا میل و مناره را نمی بینه یه جا ذره رو در هوا میشماره
یه مثقال گه توی شكمش نیست میخواد به شمس العماره برینه
یه چیز بگو بگنجه
یه حموم خرابه چهل تا جومه دار نمیخواد
یه خونه داریم پنبه ریسه ، میون هفتاد ورثه
یه دست به پیش و یه دست به پس
یه دست صدا نداره
یه دستم سپر بود، یه دستم شمشیر، با دندونام كه نمیتونم بجنگم
یه دیوانه سنگی به چاه میندازه كه صدعاقل نمیتونه بیرون بیاره
یه روده راست توی شیكمش نیست
یه روزه مهمونیم و صد ساله دعاگو
یه روز حلاجی میكنه سه روز پنبه از ریش ور میچینه
یه سال بخور نون و تره صد سال بخور نون و كره
یه سال روزه بگیر آخرش با فضله سگ افطار كن
یه سوزن بخودت بزن و یه جوالدوز به مردم
یه سیب و كه به هوا بندازی تا بیاد پائین هزار تا چرخ میخوره
یه شكم سیر بهتر از صد شكم نیم سیر
یه عمر گدائی كرده هنوز شب جمعه رو نمیدونه ! یه كاسه چی صد تا سرناچی !
یه كفش آهنی میخواد و یه عصای فولادی
یه كلاغ و چهل كلاغ
یه گوشش دره یه گوشش دروازه
یه لاش كردیم نرسید دو لاش كردیم كه برسد
یه لقمه نون پرپری من بخورم یا اكبری
یه مرید خر بهتر از یه ده شیش دانگ
یه مو از خرس كندن غنیمته
یه مویز و چل قلندر
یه نه بگو، نه ماه رو دل نكش
یه وقت از سوراخ سوزن تو میره یه وقت از در دروازه تو نمیره
یكی به نعل و یكی به میخ
یكی چهارشنبه پول پیدا میكنه یكی گم میكنه
یكی كمه، دوتا غمه ، سه تا خاطر جمه
یكی مرد و یكی مردار شد یكی به غضب خدا گرفتار شد
یكی میبره یكی میدوزد
یكی گفت : مادرم را میفروشم . گفتند : كه چطور مادرت را میفروشی ؟ گفت : قیمتی میگم كه نخرند
یكی میمرد ز درد بینوایی - یكی میگفت خانوم زردك میخواهی ؟
یكی نون نداشت بخوره پیاز میخورد كه اشتهاش واشه
یكی یه دونه یا خل میشه یا دیوونه !



طبقه بندی: ضرب المثل كوتاه زیبا سری(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/03/7 توسط maziyar mohammadi
گابمه و آبمه و نوبت آسیابمه
گاو پیشانی سفیده
گاوش زائیده
گاو نه من شیر
گاه باشد كه كودك نادان --- بغلط بر هدف زند تیری
گاهی از سوراخ سوزن تو میره گاهی هم از دروازه تو نمیره
گدارو كه رو بدی صاحبخونه میشه
نرمی ز حد مبر كه چو دندان مار ریخت ---- هر طفل نی سوار كند تازیانه اش ! [‌[ صائب"
گذر پوست به دباغخانه میافته
گر بدولت برسی مست نگردی مردی
گر بری گوش و گر زنی دمبم --- بنده از جای خود نمی جنبم
گربه برای رضای خدا موش نمیگیره
گربه تنبل را موش طبابت میكنه
گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده
گربه را دم حجله باید كشت
گربه را اگر در اطاق حبس كنی پنجه بروت میزنه
گربه را گفتند : گهت درمونه خاك پاشید روش
گربه روغن میخوره خانم دهنش بو میكنه
گربه شب سموره
گربه شیر است در گرفتن موش --- لیك موش است در مصاف پلنگ
گربه مسكین اگر پر داشتی --- تخم گنجشك از زمین بر داشتی
گر تو بهتر میزنی بستان بزن
گر تو قرآن بدین نمط خوانی --- ببری رونق مسلمانی را ! ‌" سعدی"
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را ! " در كوی نیكنامی ما را گذر ندادند ... " ‌" حافظ"
گر جمله كائنات كافر گردند --- بر دامن كریاش ننشیند گرد
گر حكم شود كه مست گیرند --- درشهرهر آنچه هست گیرند
گر در همه دهر یك سر نیشتر است --- بر پای كسی رود كه از همه درویشتر است !
گر در یمنی چو با منی پیش منی --- ور پیش منی چو بی منی در یمنی
گرد نام پدر چه میگردی ؟ --- پدر خویش باش اگر مردی ! ‌" سعدی"
گرز به خورند پهلوون
گر زمین و زمان بهم دوزی --- ندهندت زیاده از روزی
گر صبر كنی ز غوره حلوا سازیم
گر گدا كاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست ؟
گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده
گرهی كه با دست باز میشه نباید با دندان باز كرد
گفت پیغمبر كه چون كوبی دری --- عاقبت زآن در برون آید سری
گفت : چشم تنگ دنیا دار را --- یا قناعت پر كند یا خاك گور !‌" سعدی"
گفت : چشم تنگ دنیا دار را --- یا قناعت پر كند یا خاك گور !‌" سعدی"
گفت : خونه قاضی عروسیست . گفت : بتو چه؟ گفت : مرا هم دعوت كرده اند . گفت : بمن چه ؟
گفت : استاد! شاگردان از تو نمیترسند. گفت : منهم از شاگردها نمیترسم
گفتند : خرس تخم میذاره یا بچه ؟ گفت : از این دم بریده هر چی بگی بر میاد!
گفتند : خربزه و عسل با هم نمیسازند.گفت :حالا كه همچین ساخته اند كه دارند منو از وسط بر میدارند
گفتند : خربزه میخوری با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه
گفت : نوری خونه است ؟ گفتند : علاوه بر نوری دخترش هم خونه است . گفت : نور علی نور
گل زن و شوهر را از یك تغار برداشته اند
گله گیهات بسرم ایشالاه عروسی پسرم
گنج بی مار و گل بی خار نیست --- شادی بی غم در این بازار نیست ! ‌" مولوی"
گنجشك امسال رو باش كه گنجشك پارسالی را قبول نداره
گنجشك با باز پرید افتاد و ماتحتش درید
گنجشك با زاغ زوغش بیست تاش یه قرونه، گاو میش یكیش صد تومنه
گندم از گندم بروید جو ز جو ! "‌ از مكافات عمل غافل نشو ... " ‌" مولوی"
گندم خوردیم از بهشت بیرونمان كردند
گوساله بسته را میزنه
گوسفند امام رضا را تا چاشت نمیچرونه
گوسفند بفكر جونه، قصاب به فكر دنبه
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من --- آنچه البته بجائی نرسد فریادست ! ‌" یغمای جندقی"
گوشت جوان لب طاقچه است
گوشت را از ناخن نمیشه جدا كرد
گوشت را از بغل گاو باید برید
گوشت رانم را میخورم منت قصاب رو نمیكشم
گوهر پاك بباید كه شود قابل فیض --- ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ مرجان نشود ! " حافظ"
گه جن خورده
گیرم پدر تو بود فاضل --- از فضل پدر تو را چه حاصل ! ‌" نظامی"
گیرم كه مار چوبه كند تن بشكل مار --- كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست ! " خاقانی"
گیسش را توی آسیا سفید نكرده !

 

 
لاف در غریبی، گوز در بازار مسگرها
لالائی میدونی چرا خوابت نمیبره
لب بود كه دندون اومد
لر اگر ببازار نره بازار میگنده
لقمان حكیم را گفتند : ادب از كه آموختی ؟ گفت : از بی ادبان ! "گلستان سعدی"
لگد به گور حاتم زده
لولهنگش آب میگیره
لیلی را از چشم مجنون باید دید !

 

 
ما از خیك دست برداشتیم خیك از ما دست بر نمیداره
ما اینور جوب تو اونور جوب
ما اینور جوب تو اونور جوب، فحش بده فحش بستون، پیراهن یكی شانزده تومنه !
مادر را دل سوزد، دایه را دامن
مادر زن خرم كرده، توبره بر سرم كرده
مادر كه نیست با زن بابا باید ساخت
مادر مرده را شیون میاموز
مارا باش كه از بز دنبه میخواهیم
مار بد بهتر بود از یار بد
مار پوست خودشو ول میكنه اما خوی خودشو ول نمیكنه
مار تا راست نشه بسوراخ نمیره
مار خورده افعی شده
مار خیلی از پونه خوشش میاد دم لونه اش سبز میشه
مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه
مار گیر را آخرش مار میكشه
مار مهره، هر ماری نداره
مار هر كجا كج بره توی لونه خودش راست میره
ماست را كه خوردی كاسه شو زیر سرت بزار
ماستها را كیسه كردند
ماست مالی كردن
ماستی كه ترشه از تغارش پیداست
ماست نیستی كه انگشتت بزنند
ما صد نفر بودیم تنها، اونها سه نفر بودند همراه
ما كه خوردیم اما نگی یارو خر بود سیرابیت نپخته بود
ما كه در جهنم هستیم یك پله پائین تر
ما كه رسوای جهانیم غم عالم پشمه
مال است نه جان است كه آسان بتوان داد
مال بد بیخ ریش صاحبش
مال به یكجا میره ایمون به هزار جا
مالت را خار كن خودت را عزیز كن
مال خودت را محكم نگهدار همسایه را دزد نكن
مال خودم مال خودم مال مردمم مال خودم
مال دنیا وبال آخرته
مال ما گل مناره، مال مردم زیر تغاره
مال مفت صرافی نداره
پول باد آورده چند و چون نداره
مال ممسك میراث ظالمه
مال همه ماله، مال من بیت الماله
ماما آورده را مرده شور میبره
ماما كه دو تا شد سر بچه كج در میاد
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون --- او بمطلب ها رسید و ما هنوز آواره ایم .
ماه درخشنده چو پنهان شود --- شب پره بازیگر میدان شود
ما هم تون را میتابیم هم بوق را میزنیم
ماه همیشه زیر ابر پنهان نمیمونه
ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است
ماهی ماهی رو میخوره، ماهی خوار هر دو را
ماهی و ماست ؟ عزرائیل میگه بازم تقصیر ماست ؟
مبارك خوشگل بود ابله هم درآورد
مثقال نمكه خروار هم نمكه
مثل سیبی كه از وسط نصف كرده باشند
مثل كنیز ملا باقر
مرد چهل ساله تازه اول چلچلیشه
مرد خردمند هنر پیشه را عمر دو بایست در این روزگار * تا به یكی تجربه آموختن - با دگری تجربه بردن بكار
مرد كه تنبوتش دو تا شد بفكر زن نو میافته
مرده را رو كه رو بدی بكفن خودش میرینه
مردی را پای دار میبردند زنش میگفت : یه شلیته گلی برای من بیار
مردی كه نون نداره اینهمه زبون نداره
مرغ بیوقت خوان را باید سر برید
مرغ زیرك كه میرمید از دام - با همه زیركی بدام افتاد
مرغ گرسنه ارزن در خواب می بینه
مرغ، هم تخم میكمه هم چلغوز
مرغ همسایه غازه
مرغی را كه در هواست نباید به سیخ كشید
مرغ یه پا داره
مرغی كه انجیر میخوره نوكش كجه
مرگ برای من، گلابی برای بیمار
مرگ به فقیر و غنی نگاه نمیكنه
مرگ خر عروسی سگه
مرگ خوبه اما برای همسایه
مرگ میخواهی برو گیلان
مرگ یه بار شیون یه بار
مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد ! " نابرده رنج گنج میسر نمی شود ... " " سعدی "
مزد خر سور چرونی خر سواریست
مزد دست مهتر چس یابوست
مسجد نساخته گدا درش ایستاده
مشتری آخر شب خونش پای خودشه
مشك خالی و پرهیز آب
معامله با خودی غصه داره
معامله نقد بوی مشك میده
معما چو حل گشت آسان شود
مغز خر خورده
مفرداتش خوبه اما مرده شور تركیبشو ببره
مگس به فضله ش بشینه تا مورچه خور دنبالش میدوه
مگه سیب سرخ برای دست چلاق خوبه ؟
مگه كاشونه كه كپه با فعله است ؟
ملا شدن چه آسون، آدم شدن چه مشكل
ملا نصرالدین صنار میگرفت سگ اخته میكرد یكعباسی میداد میرفت حموم
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم --- تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال . " سعدی "
من از بیگانگان هرگز ننالم --- كه با من هر چه كرد آن آشنا كرد . " حافظ"
من كجا و خلیفه در بغداد
من میگم خواجه ام تو میگی چند تا چه داری ؟
من میگم نره تو میگی بدوش
من میگم انف، تو نگو انف، تو بگو انف
من نمیگویم سمندر باش یا پروانه باش ---چون بفكر سوختن افتاده ای مردانه باش " مرتضی قلیخان شاملو"
من نوكر حاكمم نه نوكر بادنجان
موریانه همه چیز خونه را میخوره جز غم صاحب خونه را
موش به سوراخ نمیرفت جارو به دم بست
موش چیه كه كله پاچش باشه
موش زنده بهتر از گربه مرده است
موش به همبونه ( انبار) كار نداره همبونه به موش كار داره
موش و گربه كه با هم بسازند دكان بقالی خراب میشه
مهتاب نرخ ماست را میشكنه
مهره مار داره
مه فشاند نور و سگ عوعو كند --- هر كسی بر طینت خود می تند ! " مولوی "
مهمون باید خنده رو باشه اگر چه صاحب خونه، خون گریه كنه
مهمون تا سه روز عزیزه
مهمون خر صاحبخونه است
مهمون كه یكی شد صاحبخونه گاو میكشه
مهمون مهمون و نمیتونه ببینه صاحبخونه هر دو را
مهمون ناخونده خرجش پای خودشه
مهمون هر كی ، و در خونه هر چی
میون حق و باطل چهار انگشته
میون دعوا حلوا خیر نمی كنند
میون دعوا نرخ معین میكنه
می بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری مكن
میخوای عزیز بشی یا دور شو یا كور شو
میراث خرس به كفتار میرسه
میراث خوار بهتر از چشته خوره
میوه خوب نصیب شغال میشه
میهمان راحت جان است و لیكن چو نفس --- خفه سازد كه فرود آید و بیرون نرود !


ادامه مطلب

طبقه بندی: ضرب المثل كوتاه زیبا سری(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/03/7 توسط maziyar mohammadi
ذات نایافته از هستی بخش --- كی تواند كه شود هستی بخش ؟! " جامی "
ذره ذره كاندرین ارض و سماست --- جنس خود را همچو كاه و كهرباست . "مولوی "
ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود .

 

 
راستی هیبت اللهی یا میخواهی منو بترسونی ؟
راه دزد زده تا چهل روز امنه
راه دویده، كفش دریده
رحمت بكفن دزد اولی
رخت دو جاری را در یك طشت نمیشه شست
رستم است و یكدست اسلحه
رستم در حمام است
رستم صولت و افندی پیزی
رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت . " نریخت درد می و محتسب دیر گذشت ... " " آصفی هروی "
رطب خورده كی منع رطب چون كند
رفت زیر ابروش را برداره چشمش را هم كور كرد
رفت به نان برسه بجان رسید
رفتم ثواب كنم كباب شدم
رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبید دلم پوسید
رفتم شهر كورها ، دیدم همه كور، منهم كور
رقاصه نمیتونست برقصه میگفت زمین كجه
رند را بند و قحبه را پند سود نكند
رنگم ببین و حالمو نپرس
روبرو خاله و پشت سر چاله
روده بزرگه روده كوچیكه رو خورد
روز از نو، روزی از نو
روز گار آئینه را محتاج خاكستر كند
روزگار است اینكه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد
روزه خوردنشو دیدم، ولی نماز كردنش را ندیده ام
روزی به قدمه
روزی گریه دست زن شلخته است
روضه خوان پشمه چال است
روغن چراغ ریخته وقف امامزاده
روغن روی روغن میره ، بلغور، خشك میمونه
رو مسخرگی پیشه كن و مطربی آموز --- تا داد خود از كهتر و مهتر بستانی . " عبید زاكانی "
روی گدا سیاهه ولی كیسه اش پره
ریسمان سوخت و كجیش بیرون نرفت
ریش و قیچی هر دو در دست شماست !

 
 
ز آب خرد، ماهی خرد خیزد --- نهنگ آن به كه از دریا گریزد
زاغم زد و زو غم زد، پس مانده كلاغ كورم زد
زبان بریده بكنجی نشسته صم بكم --- به از كسی كه نباشد زبانش اندر حكم . " سعدی "
زبان خر را خلج میدونه
زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون میآورد
زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد --- بهوش باش كه سر در سر زبان نكنی .
زبان گوشت است بهر طرف كه بچرخانی میچرخه
زخم زبان از زخم شمشیر بدتره
زدی ضربتی ضربتی نوش كن
زرد آلو را میخورند برای هسته اش
زرنگی زیاد فقر میآره
زرنگی زیاد مایه جوانمرگیست
ز عشق تا بصبوری هزار فرسنگ است ! " دلی كه عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ " " سعدی "
زعفران كه زیاد شد بخورد خر میدهند
زكوة تخم مرغ یك دانه پنبه دونه است
زمانه ایست كه هر كس بخود گرفتار است ! " تو هم در آینه حیران حسن خویشی ... " " آصفی هروی "
زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز
زمستان رفت و رو سیاهی به زغال موند
زن آبستن گل میخوره اما گل داغستان
زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا
زن بد را اگر در شیشه هم بكنند كار خودشو میكنه
زن بلاست ، اما الهی هیچ خانه ای بی بلا نباشه
زن بیوه را میوه اش میخواهند
زن تا نزائیده دلبره، وقتیكه زائید مادره
زن جوان را تیری به پهلو نشیند به كه پیری
زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی
زن سلیطه سگ بی قلاده است
زن كه رسید به بیست، باید بحالش گریست
زنگوله پای تابوت
زن نجیب گرفتن آسونه، ولی نگهداریش مشكله
زن و شوهر جنگ كنند، ابلهان باور كنند
زنی كه جهاز نداره، اینهمه ناز نداره
زورش بخر نمیرسه پالون خر را بر میداره
زور داری، حرفت پیشه
زور دار پول نمیخواد، بی زور هم پول نمیخواد
زهر طرف كه كشته شود اسلام است
زیر اندزش زمین است و رواندازش آسمون
زیر پای كسی پوست خربزه گذاشتن
زیر دمش سست است
زیر دیگ اتش است و زیر آدم آدم
زیر سرش بلنده
زیر شالش قرصه
زیر كاسه نیم كاسه ایست .
زیره به كرمان میبره !

 

 
سال به دوازده ماه ما می بینیم یكدفعه هم تو ببین
سال به سال دریغ از پارسال
سالها میگذاره تا شنبه به نوروز بیفته
سالی كه نكوست از بهارش پیداست
سبوی خالی را بسبوی پر مزن
سبوی نو آب خنك دارد
سبیلش آویزان شد
سبیلش را باید چرب كرد
سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزت برسد
سخن خود تو كجا شنیدی، اونجا كه حرف مردمو شنیدی
سر بریده سخن نگوید
سر بزرگ بلای بزرگ داره
سر بشكنه در كلاه، دست بشكنه در آستین
سر بی صاحب میتراشه
سر بیگناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره
سر پیری و معركه گیری
سر تراشی را از سر كچل ما میخواد یاد بگیره
سر حلیم روغن میرود
سر خر باش، صاحب زر باش
سر را با پنبه میبرد
سر را قمی می شكنه تاوانش را كاشی میده
سر زلف تو نباشد سر زلف دگری
سرش از خودش نیست .
سرش به تنش زیادی میكنه
سرش به كلاش میارزه
سرش بوی قرمه سبزی میده
سرش توی حسابه
سرش توی لاك خودشه
سرش جنگه اما دلش تنگه
سرش را پیراهن هم نمیدونه
سر قبری گریه كن كه مرده توش باشه
سر قبرم كثافت نكن از فاتحه خواندنت گذشتم
سر كچل را سنگی و دیوانه را دنگی
سر كچل و عرقچین
سركه مفت از عسل شیرین تره
سركه نقد بهتر از حلوای نسیه است
سركه نه در راه عزیزان بود --- بار گرانیست كشیدن بدوش ! " سعدی "
سر گاو توی خمره گیر كرده
سر گنجشكی خورده
سر گنده زیر لحافه
سرم را میشكنه نخودچی جیبم میكنه
سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی --- كه ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی .
سرنا را از سر گشادش میزنه
سرناچی كم بود یكی هم از غوغه اومد
سری را مه درد نیمكند دستمال مبند
سری كه عشق ندارد كدوی بی بار است . " لبی كه خنده ندارد شكاف دیوار است ... "
سری كه عشق ندارد كدوی بی بار است . " لبی كه خنده ندارد شكاف دیوار است ... "
سزای گرانفروش نخریدنه
سسك هفت تا بچه میآره یكیش بلبله
سفره بی نان جله، كوزه بی آب گله
سفره نیفتاده ( نینداخته ) بوی مشك میده
سفره نیفتاده یك عیب داره ! سفره افتاده هزار عیب
سفید سفید صد تومن، سرخ و سفید سیصد تومن، حالا كه رسید به سبزه هر چی بگی میارزه
سقش سیاه است
سگ بادمش زیر پاشو جارو میكنه
سگ باش، كوچك خونه نباش
سگ پاچه صاحبش را نمیگیره
سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو میگرفت
سگ چیه كه پشمش باشه
سگ درحضور به از برادر دور
سگ در خانه صاحبش شیره
سگ داد و سگ توله گرفت
سگ دستش نمیشه داد كه اخته كنه
سگ را كه چاق كنند هار میشه
سگ زرد برادر شغاله
سگست آنكه با سگ رود در جوال
سگ سفید ضرر پنبه فروشه
سگ سیر دنبال كسی نمیره
سگش بهتر از خودشه
سگ كه چاق سد گوشتش خوراكی نمیشه
سگ گر و قلاده زر ؟
سگ ماده در لانه، شیر است
سگ نازی آباده، نه خودی میشناسه نه غریبه
سگ نمك شناس به از آدم ناسپاس
سگی به بامی جسته گردش به ما نشسه
سگی كه برای خودش پشم نمیكند برای دیگران كشك نخواهد كرد
سگی كه پارس كنه ، نمیگیره
سلام روستائی بی طمع نیست
سنده را انبر دم دماغش نمیشه برد
سنگ به در بسته میخوره
سنگ بزرگ علامت نزدنه
سنگ بنداز بغلت واشه
سنگ خاله قورباغه را گرو میكشه
سنگ كوچك سر بزرگ را میشكنه
سنگ مفت، گنجشك مفت
سنگی را كه نتوان برداشت باید بوسد و گذاشت
سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه
سودا، به رضا، خویشی بخوشی .
سودا چنان خوشست كه یكجا كند كسی ! " دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم " " قصاب كاشانی "
سودا گر پنیر از شیشه میخوره
سودای نقد بوی مشك میده
سوراخ دعا را گم كرده
سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته
سوسكه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت : قربون دست و پای بلوریت
سهره ( سیره ) رنگ كرده را جای بلبل میفروشه
سیب سرخ برای دست چلاق خوبه ؟
سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده
سیبی كه بالا میره تا پائین بیاد هزار چرخ میخوره
سیبی كه سهیلش نزند رنگ ندارد ! " تعلیم معلم بكسی ننگ ندارد "
سیلی نقد به از حلوای نسیه !


ادامه مطلب

طبقه بندی: ضرب المثل كوتاه زیبا سری(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/03/7 توسط maziyar mohammadi
پا را به اندازه گلیم باید دراز كرد
پای خروستو ببند، بمرغ همسایه هیز نگو
پایین پایین ها جاش نیست، بالا بالا ها راش نیست
پز عالی، جیب خالی
پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمیشناسه
پس از قرنی شنبه به نوروز میافته
پستان مادرش را گاز گرفته
پسر خاله دسته دیزی
پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان !
پدر كو ندارد نشان از پدر --- تو بیگانه خوانش نخوانش پسر
پشت تاپو بزرگ شده
پنج انگشت برادرند، برابر نیستند
پوست خرس نزده میفروشه
پول است نه جان است كه آسان بتوان داد
پول پیدا كردن آسونه، اما نگهداریش مشكله
پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد كور
پولدارها به كباب، بی پولها به بوی كباب ،
پول ما سكه عُمَر داره
پیاده شو با هم راه بریم
پیاز هم خودشو داخل میوه ها كرده
پی خر مرده میگرده كه نعلش را بكنه
پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه
پیرزنه دستش به درخت گوجه نمیرسید، می گفت : ترشی بمن نمیسازه
پیش از آخوند منبر نرو
پیش رو خاله، پشت سر چاله
پیش قاضی و معلق بازی !

 

 
تا ابله در جهانه، مفلس در نمیمانه
تابستون پدر یتیمونه
تا پریشان نشود كار بسامان نرسد
تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد
تا تنور گرمه نون و بچسبون
تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون
تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نكرده بود
تا كركس بچه دارشد، مردار سیر نخورد
تا گوساله گاو بشه ، دل مادرش آب میشه
تا مار راست نشه توی سوراخ نمیره
تا نازكش داری نازكن، نداری پاهاتو دراز كن
تا نباشد چیزكی مردم نگویند چیزها
تا هستم بریش تو بستم ! تب تند عرقش زود در میاد
تخم دزد، شتر دزد میشه
تخم نكرد نكرد وقتی هم كرد توی كاهدون كرد
تا تو فكر خر بكنی ننه، منو در بدر میكنی ننه
ترب هم جزء مركبات شده
ترتیزك خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد
تره به تخمش میره، حسنی به باباش
تعارف كم كن و بر مبلغ افزا
تغاری بشكنه ماستی بریزد --- جهان گردد به كام كاسه لیسان
تف سر بالا، بر میگرده بریش صاحبش
تلافی غوره رو سر كوره در میاره
تنبان مرد كه دو تا شد بفكر زن دوم میافته
تنبل مرو به سایه، سایه خودش میآیه
تنها بقاضی رفته خوشحال برمیگرده
تو از تو، من ازبیرون
تو بگو " ف " من میگم فرحزاد
توبه گرگ مرگه
تو كه نی زن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد
تومون خودمونو میكشه، بیرونمون مردم را
توی دعوا نون و حلوا خیر نمیكنند !

 

 
جا تره و بچه نیست
جاده دزد زده تا چهل روز امنه
جایی نمیخوابه كه آب زیرش بره
جایی كه میوه نیست چغندر ، سلطان مركباته
جواب ابلهان خاموشیست
جواب های، هویه
جوانی كجائی كه یادت بخیر
جوجه را آخر پائیز میشمرند
جوجه همیشه زیر سبد نمیمونه
جون بعزرائیل نمیده
جهود، خون دیده
جهود، دعاش را آورده
جیبش تار عنكبوت بسته
جیگر جیگره ، دیگر دیگره !

 
 
چار دیواری اختیاری
چاقو دسته خودشو نمیبره
چاه كن همیشه ته چاهه
چاه مكن بهر كسی، اول خودت، دوم كسی
چاه نكنده منار دزدیده
چرا توپچی نشدی
چراغی كه به خونه رواست، به مسجد حرام است
چشته خور بدتر از میراث خوره
چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی
چشمش آلبالو گیلاس می چینه
چشمش هزار كار میكنه كه ابروش نمیدونه
چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه
چنار در خونه شونو نمی بینه
چوب خدا صدا نداره ، هر كی بخوره دوا نداره
چوب دو سر طلا ست
چوب را كه برداری، گربه دزده فرار میكنه
چوب معلم گله، هر كی نخوره خله
چو به گشتی، طبیب از خود میازار --- چراغ از بهر تاریكی نگه دار
چو دخلت نیست خرج آهسته تر كن --- كه گوهر فرو شست یا پیله ور
چه خوشست میوه فروشی --- گر كس نخرد خودت بنوشی
چه عزائیست كه مرده شور هم گریه میكنه
چه علی خواجه، چه خواجه علی
چه مردی بود كز زنی كم بود
چیزی كه شده پاره، وصله ور نمی داره
چیزی كه عوض داره گله نداره !


ادامه مطلب

طبقه بندی: ضرب المثل كوتاه زیبا سری(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/03/7 توسط maziyar mohammadi

آب از دستش نمیچكه
آب از سر چشمه گله
آب از آب تكان نمیخوره
آب از سرش گذشته
آب پاكی روی دستش ریخت
آب در كوزه و ما تشنه لبان میگردیم
آب را گل آلود میكنه كه ماهی بگیره
آب زیر پوستش افتاده
آب كه یه جا بمونه، میگنده .
آبكش و نگاه كن كه به كفگیر میگه تو سه سوراخ داری
آب كه از سر گذشت، چه یك ذرع چه صد ذرع ـ چه یك نی چه چه صد نی
آب كه سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه
آب نمی بینه و گرنه شناگر قابلیه
آبی از او گرم نمیشه
آتش كه گرفت، خشك و تر میسوزد
آخر شاه منشی، كاه كشی است
آدم با كسی كه علی گفت، عمر نمیگه
آدم بد حساب، دوبار میده
آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره
آدم خوش معامله، شریك مال مردمه
آدم دست پاچه، كار را دوبار میكنه
آدم زنده، زندگی میخواد
آدم گدا، اینهمه ادا ؟
آدم گرسنه، خواب نان سنگك می بینه
آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه
آرد خودمونو بیختیم، الك مونو آویختیم
آرزو بر جوانان عیب نیست
آستین نو پلو بخور
آسوده كسی كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره
آسه برو آسه بیا كه گربه شاخت نزنه
آشپز كه دوتا شد، آش یا شوره یا بی نمك
آش نخورده و دهن سوخته
آفتابه خرج لحیمه
آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی
آفتابه و لولهنگ هر دو یك كار میكنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه
آمدم ثواب كنم، كباب شدم
آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را كور كرد
آنانكه غنی ترند، محتاج ترند
آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد .
آنرا كه حساب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟
آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه
آنقدر سمن هست، كه یاسمن توش گمه
آنقدر مار خورده تا افعی شده
آن ممه را لولو برد
آنوقت كه جیك جیك مستانت بود، یاد زمستانت نبود ؟
آواز دهل شنیده از دور خوشه
اجاره نشین خوش نشینه !
ارزان خری، انبان خری
از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم
از اونجا مونده، از اینجا رونده
از اون نترس كه های و هوی داره، از اون بترس كه سر به تو داره
از این امامزاده كسی معجز نمی بینه
از این دم بریده هر چی بگی بر میاد
از این ستون بآن ستون فرجه
از بی كفنی زنده ایم
از دست پس میزنه، با پا پیش میكشه
از تنگی چشم پیل معلومم شد --- آنانكه غنی ترند محتاج ترند
از تو حركت، از خدا بركت .
از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است
از خر افتاده، خرما پیدا كرده
از خرس موئی، غنیمته
از خر میپرسی چهارشنبه كیه ؟
از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بده
از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی
از دور دل و میبره، از جلو زهره رو
از سه چیز باید حذر كرد، دیوار شكسته، سگ درنده، زن سلیطه
از شما عباسی، از ما رقاصی
از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! " گر دایره كوزه ز گوهر سازند "
از كیسه خلیفه می بخشه
از گدا چه یك نان بگیرند و چه بدهند
از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد
از ماست كه بر ماست
از مال پس است و از جان عاصی
از مردی تا نامردی یك قدم است
از من بدر، به جوال كاه
از نخورده بگیر، بده به خورده
از نو كیسه قرض مكن، قرض كردی خرج نكن
از هر چه بدم اومد، سرم اومد
از هول هلیم افتاد توی دیگ
از یك گل بهار نمیشه
از این گوش میگیره، از آن گوش در میكنه
اسباب خونه به صاحبخونه میره
اسب پیشكشی رو، دندوناشو نمیشمرند
اسب تركمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور
اسب دونده جو خود را زیاد میكنه
اسب را گم كرده، پی نعلش میگرده
اسب و خر را كه یكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند
استخری كه آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چكار ؟
اصل كار برو روست، كچلی زیر موست
اكبر ندهد، خدای اكبر بدهد
اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن
اگر برای من آب نداره، برای تو كه نان داره
اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وختی
اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میكرد
اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید
اگه تو مرا عاق كنی، منهم ترا عوق میكنم
اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز
اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد
اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود
اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله
اگر دانی كه نان دادن ثواب است --- تو خود میخور كه بغدادت خرابست
اگه دعای بچه ها اثر داشت، یك معلم زنده نمی موند
اگه زاغی كنی، روقی كنی، میخورمت
اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون كنگر فروشی
اگه علی ساربونه، میدونه شترو كجا بخوابونه
اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد .
اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره
اگه لر ببازار نره بازار میگنده
اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشكن
اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه
اگه مهمون یكی باشه، صاحبخونه براش گاو می كشه
اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم
اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد
اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، یكساعته شوهر میده
اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر
امان از خانه داری، یكی میخری دو تا نداری
امان ازدوغ لیلی ، ماستش كم بود آبش خیلی
انگور خوب، نصیب شغال میشه
اوسا علم ! این یكی رو بكش قلم
اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام
اول بچش، بعد بگو بی نمكه
اول برادریتو ثابت كن، بعد ادعای ارث و میراث كن
اول بقالی و ماست ترش فروشی
اول پیاله و بد مستی
اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد
ای آقای كمر باریك، كوچه روشن كن و خانه تاریك
این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست
اینجا كاشون نیست كه كپه با فعله باشه
این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه
این قافله تا به حشر لنگه
اینكه برای من آوردی، ببر برای خاله ات
اینو كه زائیدی بزرگ كن
این هفت صنار غیر از اون چارده شی است
اینهمه چریدی دنبه ات كو ؟
اینهمه خر هست و ما پیاده میریم !



ادامه مطلب

طبقه بندی: ضرب المثل كوتاه زیبا سری(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/03/7 توسط maziyar mohammadi

هرصفر با عدد دارای ارزش است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آینه را نمی توان در آینه دید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آسیاب آبی رودخانه را به حرکت در نمی آورد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


برخی ماهی ها قلاب بدون کرم را هم گاز می زنند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هرقصه ای درست از انتهای آن آغاز می شود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


با طرد دیگران انسان به طرد خویش نزدیک می شود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آرامش درون با دیدگان کور حاصل نمی شود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هیچ رودخانه ای را نمی توان با سیم خار دار مسدود کرد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


از هم قفس شدن تا هم نفس شدن بسیار فاصله ست .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


در شهر بی نگاه آیینه ارزشی پیدا نمی کند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ماهی ها در  سراب غرق می شوند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اندیشه های تنگ با یاری تفنگ احیا نمی شوند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کاخ عشق بر روی سطح آب بنا شده است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کتاب سفید پرفروش ترین کتاب جهان است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


در کنار دریا نیز می توان  تشنه زیست .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ماهیان دریا از وجود دریا بی خبر می باشند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سایه ها نمی توانند به خورشید صدمه بزنند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


وحشی ترین سکوت با کمترین صدا نابود می شود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


زندگی تاس آوردن خوب نیست تاس بد را خوب بازی کردن است



طبقه بندی: ضرب المثل كوتاه زیبا سری(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/02/5 توسط maziyar mohammadi
یک عشق پوشالی بهتر از تنهایی است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


انسان تنها موجودی است که می تواند با خود نبرد کند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


با کوچ ماسه ها ویرانی کوه ها آغاز می شود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تمام رودخانه ها با دیدن دریا خاموش می شوند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کرم درخت با موعظه نابود نمی شود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هیچ دریایی تشنه نمی شود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تغییر از درون تغییر در برون ایجاد می کند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


انسان بدون تاثیر انسان نیست .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هیچ لاک پشتی لاکش را اجاره نمی دهد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


امروزه خارپشت ها هم از ژل استفاده می کنند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


در اوج هر صعود با غفلتی سقوط آغاز می شود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


زیباترین سرود در دفتر سکوت ترسیم می شود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هیچ گلی را با خار آذین نمی کنند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


در درس زندگی تاریخ امتحان همواره غایب است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


از هزاران زاویه میتوان از یک گل عکس گرفت .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کوچه ی خوشبختی در دل تاریک کوچه ی بدبختی ست.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


منطق قدرت را قدرت منطق نیز بی اثرمی سازد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سیاهی شب باعث درخشش ستارگان می شود .




طبقه بندی: ضرب المثل كوتاه زیبا سری(1)، 
نوشته شده در تاریخ 1390/02/5 توسط maziyar mohammadi
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ